السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
540
تفسير الميزان ( فارسي )
دعايى كه قرآن كريم از ابراهيم خليل ( ع ) حكايت كرده آمده : « رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً » « 1 » ، و در دعاى ديگرش آمده : « رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً » « 2 » . و در آيه مورد بحث با آوردن كلمه « هذا » و اشاره كردن به مكه احترام خاصى از آن كرده ، و فهمانده كه كعبه نسبت به آن سه نقطه ديگر شرافت خاصى دارد ، و اگر آن را امين خوانده يا به اين جهت است كه كلمه « امين » را به معناى « آمن » گرفته ، و آمن معناى نسبت را افاده مىكند ، و در نتيجه به معناى « ذى الامن - داراى امن » است ، مثل اينكه كلمه « لابن و تامر » به معناى دارنده لبن ( شير ) و تمر ( خرما ) است . و يا به خاطر اين است كه فعيل در اينجا به معناى مفعول است ، يعنى شهرى كه مردم در آن ايمن هستند ، و كسى از اهالى آن اين ترس را ندارد كه بر سرش بريزند و آسيبش برسانند ، پس نسبت امن به خود شهر دادن نوعى مجازگويى است . * ( « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » ) * اين آيه جواب چهار سوگند قبل است ، و منظور از « خلق كردن انسان در احسن تقويم » اين است كه : تمامى جهات وجود انسان و همه شؤونش مشتمل بر تقويم است . و معناى « تقويم انسان » آن است كه او را داراى قوام كرده باشند ، و « قوام » عبارت است از هر چيز و هر وضع و هر شرطى كه ثبات انسان و بقايش نيازمند بدان است ، و منظور از كلمه « انسان » جنس انسان است ، پس جنس انسان به حسب خلقتش داراى قوام است . و نه تنها داراى قوام است ، بلكه به حسب خلقت داراى بهترين قوام است ، و از اين جمله و جمله بعدش كه مىفرمايد : * ( « ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ إِلَّا الَّذِينَ . . . » ) * استفاده مىشود كه انسان به حسب خلقت طورى آفريده شده كه صلاحيت دارد به رفيع اعلى عروج كند ، و به حياتى خالد در جوار پروردگارش ، و به سعادتى خالص از شقاوت نائل شود ، و اين به خاطر آن است كه خدا او را مجهز كرده به جهازى كه مىتواند با آن علم نافع كسب كند ، و نيز ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او داده ، و فرموده : « وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها » « 3 » پس هر وقت بدانچه دانسته ايمان آورد ، و ملازم اعمال صالح گرديد ، خداى تعالى او را به سوى خود عروج مىدهد و بالا مىبرد ، هم چنان كه فرمود :
--> ( 1 ) پروردگارا ! اين محل راى شهرى امن قرار بده . سوره بقره ، آيه 126 . ( 2 ) پروردگارا ! اين شهر راى شهرى امن كن . سوره ابراهيم ، آيه 35 . ( 3 ) و سوگند به نفس آدمى و آن كس كه آن راى منظم ساخته ، سپس فجور و تقوا راى به او الهام كرده است . سوره شمس ، آيه 7 و 8 .